سرگیجه در کودکان

ارزیابی یک کودک دچار سرگیجه بسیار دشوار است که بخشی از آن به دلیل عدم امکان تشخیص افتراقی صحیح بیماریهای مختلف ایجاد کننده سرگیجه در کودکان است. بسیاری از عوامل مثل تاخیر در بروز و پیشرفت بیماری و جبران دهلیزی بیماریهای مادرزادی ایجادکننده سرگیجه باعث پیچیده تر شدن ارزیابی می شوند. به علاوه، بیماریهایی که معمولا در افراد بزرگسال دیده می شوند شیوع کمتری در کودکان دارند. شناخت این بیماریها و محدودیت های عملکردی که در نتیجه آنها ایجاد می شوند برای مشاوره مناسب خانواده در مورد سرگیجه کودک مهم است.

باوجود دشواری بسیار در تعیین بروز دقیق نقایص مادرزادی سیستم دهلیزی، این نقایص نادر هستند. نقایص مادرزادی ممکن است لابیرنت استخوانی را درگیر کند و یا باعث نقایص عملکردی اپیتلیوم حسی شود. بیماریهایی که اپیتلیوم حسی را درگیر می کنند ممکن است فقط در مطالعات بافت شناختی مشخص شوند و از طریق رادیوگرافی قابل تشخیص نیستند. بنابراین از نظر بالینی خیلی خوب مطالعه نشده اند.

میزان شیوع گیجی در کودکان در مطالعات مختلف بسیار متغیر بوده است. این مسئله در نتیجه تفاوتهای در مطالعات و همچنین دشواری مشخص کردن علائم در این جمعیت باشد. یک کودک هرگز نمی تواند علائم گیجی و سرگیجه را به خوبی بیان کند. بیماریهایی که در جمعیت بالغین شایع هستند (سرگیجه حمله ای وضعیتی خوش خیم (BPPV) و بیماری منیر) در کودکان غیرمعمول هستند . برعکس برخی از بیماریهایی که در کودکان دیده می شوند مثل سرگیجه خوش خیم حمله ای در افراد بزرگسال شیوع کمی دارد.

ارزیابی بالینی گیجی و سرگیجه در کودکان

تاریخچه گیری و ارزیابی فیزیکی

تاریخچه گیری و ارزیابی فیزیکی کامل برای تشخیص صحیح بیماران کودک با اختلال عملکرد دهلیزی مهم و حیاتی است. بیماران با سن کم ممکن است در بیان کردن علائمشان مشکل داشته باشند. زمان شروع، پیشرفت و زمان بندی علائم ویژگیهای مهمی هستند که باید به آنها توجه شود. متخصص باید سوالاتی در مورد بدتر شدن علائم دهلیزی در اثر ضربات خفیف به سر و یا صداهای بلند بپرسد. به علاوه، علائم دهلیزی ممکن است همراه با افزایش در کم شنوایی، وزوز، سردردها، صرع و علائم دیگر مربوط به گوش باشد. بدیهی است که یک کودک قادر به بیان این علائم نیست. یک آنومالی دهلیزی ممکن است به کم توجهی و عدم توانایی های فیزیکی کلی کودک ربط داده شود و بنابراین تشخیص صحیح این اختلال را کاملا تحت الشعاع قرار دهد. اختلال عملکرد دهلیزی ممکن است در اثر عفونت های مختلفی ایجاد شود و بنابراین مهم است که در مورد عفونت ها یا استفاده از داروهای اتوتوکسیک سوال شود.

در ارزیابی دهلیزی کودکان به دلیل سن آنها کم مشکلاتی وجود دارد. با توجه به میزان تمایل کودک به انجام آزمون، توانایی فهم دستورات مربوط به آزمون و توانایی های کلی وی می توان آزمایش ها را انجام داد. ارزیابی دهلیزی یک نوزاد نیاز به روش های آزمایشی خاصی دارد. حرکات چشمی و نیستاگموس برانگیخته شده با نگاه خیره می تواند در یک کودک کوچک با استفاده از یک اسباب بازی کوچک برای جلب توجه وی به چهار جهت انجام شود.

در  مواردی که کودک همکاری مناسبی داشته باشد یک سری از ارزیابی های تخصصی تعادلی مثل آزمون رومبرگ قابل انجام است. کودکان باید بتوانند تا 18 ماهگی راه بروند و تا پنج سالگی هم باید بتوانند در یک خط صاف با حداقل خطا راه بروند. با استفاده از یک فوم پد می توان سطح آزمایش تعادلی را در کودکان بالاتر برد و آنرا دشوارتر کرد. ارزیابی های فیزیکی خاصی مثل نیستاگموس post-head-shake و آزمون head-thrust می توانند در تشخیص ضعف دهلیزی مفید باشند.

ارزیابی های شنوایی سنجی و دهلیزی دیگر نیز باید برای هر کودک انجام شوند. ارزیابی ادیولوژیک مناسب سن در هر بیمار لازم هستند. باوجودیکه انجام آزمون ویدیونیستاگموگرافی در بزرگسالان نیز دشوار است در برخی از کودکان که همکاری مناسبی دارند می توان از آن برای بررسی افت دهلیزی یا ضعف عملکرد دهلیزی استفاده نمود. رفلکس دهلیزی-چشمی (Vestibulo-ocular Reflex) از بدو تولد قابل مشاهده است و تکامل آن در طی چند سال اول زندگی به ادامه می یابد. انجام و تفسیر آزمون کالریک از 2 ماهگی ممکن است اما اغلب در جمعیت کودکان تحمل نمی شود. از آزمون پتانسیل های عضلانی برانگیخته گردنی (cVEMP) می توان برای ارزیابی عملکرد ساکول استفاده کرد. باوجود ناتوانی نوزادان در حفظ انقباض عضلانی و بالا بردن سر، cVEMP در نوزادان و کودکان به کار رفته است. از پوسچروگرافی هم می توان استفاده نمود اما باید به این نکته توجه شود که سیستم دهلیزی تا 12 سالگی به بلوغ کامل نمی رسد و بنابراین اطلاعات هنجار کودکان در مورد این آزمون موجود نیستند.

به طور کلی، بررسی های تصویربرداری باید در کودکان دچار سرگیجه با علائم نورولوژیک دیگر، کم شنوایی یکطرفه و یا بیماریهای شدید انجام شود. هزینه بررسی های تصویربرداری بالا است و در کودکان نیاز به بیهوشی است. بنابراین لزوما در تمام کودکان دچار گیجی و سرگیجه انجام نمی شود.