گیجی

گیجی در دیکشنری ها معمولا به عنوان احساس چرخش (spinning) و از دست دادن تعادل فرد بیان شده و گاهی نیز به عنوان اختلالی در درک و ثبات فضایی (spatial) تعریف می شود.

در اکثر موراد، اصطلاح گیجی به اشتباه به جای سرگیجه و اختلالات مشابه دیگر به کار می رود و بیماران نمی توانند آنچه را که تجربه می کنند به درستی بیان کنند. باید به این نکته توجه شود که اصطلاح گیجی یک اصطلاح غیر دقیق بوده و اختلالاتی از جمله سرگیجه با 45-40 درصد موارد ، عدم تعادل (Disequilibrium) با 16 درصد موارد ، presyncope با حدود 14 درصد و در نهایت سبکی سر که با درصدی حدود 10 درصد را شامل می شود . البته احساسات مبهم دیگری که بعضی از بیماران تجربه می کنند و در این تقسیم بندی ذکر نشده اند نیز جزء این اختلالات می باشند .

در حالی که گیجی و سرگیجه در کودکان نیز دیده می شود ولی شیوع آن با افزایش سن (سالمندی) بیشتر می شود و در زنان 2 تا 3 برابر مردان دیده می شود.

در اغلب مواقع، گیجی باعث شکل جدی برای بیماران نمی شود و در مواردی نیز خودبخود بهبود می یابد، اما در مواردی نیز گیجی نشان دهنده یک اختلال جدی و تهدید کننده برای سلامت فرد بوده و نیاز به درمان فوری دارد. مطالعه نیوهاورز در سال 2009 نشان میدهد که در 7/0 درصد بیمارانی که با نظر پزشک به اتاق عمل فرستاده میشوند ، سکته  عامل ایجاد گیجی است . همچنین اختلالات قلبی-عروقی نیز با علائمی از جمله گیجی خود را نشان می دهند.

بر خلاف دیدگاه عمومی، گیجی و سرگیجه یکسان نیستند ، بنابراین متخصصین باید توجه داشته باشند که در تاریخچه گیری و ارزیابی بیماران دچار گیجی، دقیقا مشخص شود که بیمار از چه اختلالی شکایت دارد. تجربیات بالینی نشان می دهد  در صورتیکه این نکته از طرف بیمار به خوبی بیان نشود، تشخیص قطعی و درمان وی تحت الشعاع قرار می گیرد.

ساختارهای اصلی ایجاد کننده حس تعادل شامل حس بینایی، حس عمقی و ساختارهای گوش داخلی می باشند. البته باید به این نکته توجه داشت که میزان مشارکت هر کدام از این سه ساختار در سطوح سخت یا نرم و ناهموار تغییر می کند. به علاوه، اختلالات و بیماریهای تعادلی، این وزن دهی ویژه را تغییر می دهند و به ویژه، گاهی با انجام اقدامات توانبخشی تعادلی هدفمند نیز نقش ساختارهای تعادلی خاصی برجسته تر می شوند تا جایگزین حس تعادل از دست رفته شوند . به طور کلی برای حفظ تعادل ، همکاری و سلامت  تمام اجزای بدن به ویژه  ساختار هایی مانند سیستم عصبی مرکزی  لازم است. برای مثال در برخی موارد، اختلالات روانشناختی نیز باعث ایجاد و یا تشدید گیجی می شوند.

نکته مهم و گاهی دشوار در ارتباط با گیجی و سرگیجه، تشخیص افتراقی صحیح بیماریهای مختلف ایجاد کننده آن است. این مسئله از این جهت حائز اهمیت است که معمولا گیجی، سرگیجه و اختلالات تعادلی همراه با علائم شدید و ناتوان کننده ظاهر می شود. در برخی از موارد، پس از یک دوره ی بیماری و عفونت شدید که خطر مرگ را نیز برای بیمار به همراه داشته است ، پس از اینکه بیمار از آن بیماری شدید، نجات می یابد و از بستر بیماری برمی خیزد ، اختلال تعادلی ناشی از آسیب ساختارهای تعادلی گوش داخلی در اثر مصرف داروهای ضدعفونت و آسیب رسان به گوش است خود را نشان می دهند و در مواردی مثل اولین حمله بیماری منیر، بیمار این احساس را دارد که در حالتی نزدیک به مرگ است. بنابراین، متخصصین سرگیجه باید آگاهی کاملی از علل ایجاد کننده گیجی و نکات کلیدی کمک کننده به تشخیص افتراقی بیماران داشته باشند.