اختلالات روانشناختی و گیجی

سرگیجه موجب استرس فراوانی در بیماران می شود و در نهایت ممکن است منجر به اضطراب( حملات پانیک، ترس از اماکن شلوغ)، افسردگی و اختلالات جسمانی شکل گردد. از طرفی این ارتباط دو طرفه است و اختلالات سایکولوژیک نیز می توانند علائم گیجی ایجاد نمایند. در برخی از موارد نیز این اختلالات سایکولوژیک، جایگزین علت اصلی و ارگانیک سرگیجه می شوند. در مطالعات مختلف مشخص شده است که علائم اتونومیک( مانند تپش قلب، تعریق بیش از حد، داغ شد یا سرد شدن ناگهای بدن، احساس غش و تنگی نفس) و علائم جسمانی سازی( تمایل به شکایت از انواعمشکلات جسمی نامرتبط از کمردرد گرفته تا مشکل در تمرکز) می توانند شاخصی از بهبودی ضعیف در این دسته از بیماران باشند.
انواع اختلالات سایکولوژیک
اضطراب که خود شامل حملات اضطرابی( پانیک) با یا بدون ترس از مکان های شلوغ است، اختلال وسواس فکری-عملی و اختلال اضطراب اساسی می باشد.
اختلالات خلقی و افسردگی که به صوتر فقدان علاقه مندی یا لذت در فعالیت های معمول مانند تعاملات اجتماعی و یا خلق افسرده می باشد.
اختلالات جسمانی شکل که شامل جسمانی سازی(گرایش به تجربه و گزارش علائم سوماتیک که توضیح پاتوفیزیولوژیکی ندارد)، اختلالات تبدیلی(شکل گیری علامت یا اختلال یک بیماری نورولوژیک گویند که حس ها- از جمله حس دهلیزی- یا عملکرد حرکت ارادی- از جمله عدم تعادل- را تحت تاثیر قرار میدهد).
همچنین اختلالات ساختگی به صورت شکایت عمومی از علائم و نشانه های سایکولوژیک یا ایجاد عمدی علائم جسمی است که نیازهای روانی فرد موجب تظاهر به بیماری می شود. برای چنین تشخیصی نباید عامل مشوق خارجی مانند مسائل مالی و دریافت مزایای بهتر وجود داشته باشد.
تمارض مشابه اختلالات ساختی است با این تفاوت که عامل مشوق خارجی وجود دارد( معمولا مسائل مالی).
شیوع اختلالات سایکولوژیک در افراد عادی بسیار بالاست. اختلالات خلقی و مشکلات سایکولوژیک به ویژه اختلالات اضطرابی دارای شیوع بالایی در بیماران مبتلا به سرگیجه هستند. 4 درصد از بیماران مبتلا به گیجی دارای درجاتی از اختلالا سایکولوژیک هستند. با افزایش سن شیوع این اختلالات کاهش می یابد. مشکلات سایکولوژیک اعلب با اختلال تعادلی قابل توجهی همراه هستند.
ناتوانی های عملکردی در بیماران مبتلا به گیجی که همراه آن اختلالات سایکاتریک دارند نسبت به سایر بیماران با اختلالات دهلیزی شدیدتر است. تهوع، استفراق، تپش قلب، ضعف و مشکل در صحبت کردن و گفتار در بیمارانی که از گیجی شکایت دارند بیشتر شاخص یک اختلال روانی است تا یک آسیب دهلیی بنابراین درمانگر باید به این علائم توجه نموده و به دنبال عامل سایکولوژیک نیز باشد.
برخی تمایلات شخصیتی مانند عصبیت، درون گرایی و اضطراب می تواند در شکل گیری علائم پایدار پس از وقوع آسیب دهلیزی حاد موثر باشد و در مقابل احتمال شکل گیری علائم مزمن در بیماران با اعتماد به نفس بالا، افراد انعطاف پذیر و خوش بین( نقطه مقابل عصبیت و درون گرایی) کمتر است. ارزیابی این اختلالات می تواند توسط پرسشنامه های متعددی صورت پذیرد که در اینجا به تعدادی از آن ها اشاره خواهیم نمود.
• MBMD (Million Behavioral Medical Diagnosis)
• PNAS (Positive and Negative Affective Scale)
• DHI (Dizziness Handicap Inventory)
• Disability Scale
• DSM-IV (Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders)
• Beck depression and anxiety inventory
• SCL-90(Symptom Checklist)
برای مدیریت این اختلالات باید به گفتگوی مثبت با بیمار پرداخت و در فرصت مناسب به او توضیح داد که چگونه احساسات و ترس افراد می تواند علائمی شبیه به آسیب دهلیزی ایجاد نماید. همچنین باید تلاش نمود که اعتماد به نفس بیمار و آستیگمای مشکل روانی کاهش یابد.